|
زندگی خیلی قشنگه اگه عشقی باشه در كار
که هر وقت دلم برایت تنگ شد می خواهم امشب با رازقی ها عهد ببندم عطر حضور مهربان تو را با من هم قسمت کنند که هر وقت امواج پر تلاطم یادها دست امید و آرزوی تو مرا نجات دهد که احساس مرا می فهمند و می شنوند عشقم را سوار بر ضربانهای بی تابی
برای روز تولد تو ۱۰ شاخه گل میخرم۹ شاخه گل طبیعی یک شاخه گل مصنوعی و روی شاخه گل مصنوعی مینویسم تا پر پر شدن این گل دوستت دارم تولدت مبارک ایمانم نگاهت را قاب می گیرم. در پس آن لبخند. که به من. شور و نشاط زندگی می بخشد. امروز روز توست… تولدت مبارک.
ایمان جونم دوست دارم
بوسه آغازی برای ما شدن لحظه ای با دلبری تنها شدن
بنام خدايي که رمضان را ماه خود قرار داد سلامي خدمت همه دوستان روزه دار و تمام کساني که خواستند روزه بگيرن اما به علت بيماري و يا هر مشکل ديگري نتونستند . چه ماه مبارکيه ، چه ماه زيباييه ، ماه عشقبازاست ، ماه محبته ، ماه خداست . چند تا از نعمتهايي که در اين ماه خدا بهمون هديه ميده : خدايا من گناهکار اومدم دم در خونت ،اما با رحمتت پاکم کن ، خدايا روسياه اومدم ،اما تو روسپيدم کن ،خدايا براي آخرين حجتت کاري نکردم ، اما به من کمک کن از اين به بعد بتونم کاري براي ظهورش بکنم و دلش رو با کارام خون نکنم .
سلام گلم.نفسم.عمرم امروز خواستم یکم متفاوت تر باشم میخوام بهت بگم خیلی دوست دارم همیشه از خدا میخواستم فقط واسه یه لحظه دستاتو بگیرم تا گرمیه وجودتو بتونم احساس کنم. تا بتونم از کناره تو بودن لذت ببرم. تا با تو احساس امنیت کنم..... من از خدا کم خواستم اما اون تو رو بهم داد که تا آخره عمرم مدیونش باشم. همسره مهربونم قدرتو میدونم. بدون هرجایه دنیام که باشی به یادتم
از روز اول جرم حوا؛اتفاقی با این حساب امروز,فردا؛اتفاقی انگار دنیا سرنوشتم را گره زد با سرنوشتت...کار دنیا اتفاقی بیهوده دنبال مقصر پس نگردیم برخورد روز اول ما اتفاقی هر چه دودوتا چارتا کردم نشد جور آخر یکی,دوتا,نه صد تا اتفاقی در پاسخ اما و شایدهای ذهنم تا کی زنم خود را به حاشا:"... اتفاقی!" حالا سکوت و آرزو دارم ازین پس دیگر تو را بینم مبادا اتفاقی بر هم زدم با شعر حتما خلوتت را یک آن دلم رد شد ازینجا اتفاقی... از روزگار جاری اکنون نمی ترسی؟! گویی دوباره آمده طاعون نمی ترسی؟! این ساکنان خاک دلسنگند...قلبت را آورده ای این جا شود مسکون نمی ترسی؟! وقتی به حتی ذهنشان هم سوءظن دارند از پرسه بین این همه مظنون نمی ترسی؟! برداشت هایی کج نگاهی دایما مشکوک از چشم های خیره ی وارون نمی ترسی؟! ..... این ها برای قلبشان قانون و حد دارند... دلداده ای! از این همه قانون نمی ترسی؟
سر بر روی شانه های مهربانت می گذارم دوست دارم دوست دارم
نميدوني چقد دلم برات تنگ شده با اينكه هميشه بيادتم ولي نميدونم چرا بعضي وقتها احساس دلتنگي عجيبي ميكنم اندوه دوري از تو گاهي، مرا براي ادامه زندگي به شك مياندازد چگونه زيستن را زماني از تو آموختم و لذت عشق را با تو تجربه كردم اما اينك ... نه زندگيم جاني دارد، نه عشقم رنگي واين، ... مرا براي ادامه زندگي به شك می اندازد خدايا به من کمک کن، به من کمک کن تا عشق او را برای همیشه حفظ کنم، خدایا! به من کمک کن تا عاشقانه ترین نگاه ها را در چشمانش بریزم لطیف ترین کلمات را نثار قلب جوانش کنم. خدایا به من کمک کن تا در معبد عشق او بهترین و شیرین ترین دعاگر باشم. خدایا به من کمک کن تا سرود عشق را به هنگام طلوع آفتاب هر بامداد بر لبانش جاری سازم ،آواز عشق را در گوشش سر دهم ، خدایا ! بگذار او نیز مرا همچون بتی در معبد عشق بگذارد و پذیرا شود عشق آن چیزی است که در اوج خستگی لبخند را به لبانت می آورد. هيچ وقت از دوست داشتن انصراف نده..حتی اگه کسي بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت بده...عشق رو تجربه کن حتي اگر توش شکست بخوري .......اينو بدون که اگه کسي وارد زندگيت شد و گذاشت رفت علاوه بر اينکه خاطره بجا ميزاره مي تونه يه تجربه هم بجا بزاره. الهامم يه دنيا دوست دارم
باز هم امشب دلم با صحبتت هم راز بود حرفهاي ناب تو همچون نسيم طناز بود صحبت ديدار عشقت گشته فرهاد دلم هر چه گفتم از ته دل نغمه ي آواز بود واژه ي آرامش و تسکين قلب خسته ام انفجار غصــــه ها و قصـــه ي آغاز بود آري اين شهر غريب لحظه هاي بي کسي شهرک انديشه هاي سرد و بي ابراز بود حال در پايان اين منــــزلگــــه بي انتها حرف من هم مثل تو آواي يک پرواز بود
اگر گل بودم شاخه ای از وجودم را تقدیمت می کردم اگر باران بودم آن قدر می باریدم تا غبار غم از چهره ات بشویم افسوس که نه گلم و نه باران ولی هر کجا باشم " دوستت دارم" در خود فکر بودم که به يارم چه فرستم..... ناگهان گل گفت مرا بفرست تا مظهر زيبايي او باشم.....گفتم نه ....گفت چرا؟ گفتم که يارم از صد تا گل خوشکلتر است....ناگهان خار گفت مرا بفرست تا خاري بر چشم دشمنان او باشم...گفتم نه...گفت چرا؟..گفتم يارم انقدر مهربان است که دشمني ندارد.... ناگهان قلبم گفت مرا بفرست تا از صميم قلب به او بگويم دوستت دارم
چگونه دوستت دارم بگذار بشمرم تورا با عمق و عرض و طول دوستت دارم با احساسات نامرئی به اندازه پایان هستی من تو را هر روز دوست دارم مثل نیاز انسان به آفتاب و شمع تو را آزادانه دوست دارم مثل تلاش انسان برای رسیدن به حق تو را خالصانه دوست دارم مثل احساس بعد از دی تو را به اندازه قدیمی و ایمان کودکی ام دوست دارم با عشقی که سالها گم کرده ام با نفسم و با معصومیت از دست رفته ام
منتظر هستم زیرا میدانم تو به سوی من باز خواهی بازگشت با همه قدر ت خود این انتظار تلخ را تحمل خواهم کرد
مبارک باد آمد ماه روزه رهتخوش باد، ای همراه روزه شدم بر بام تا مه را ببینم که بودم من به جان دلخواه روزه نظر کردم کلاه از سر بیفتاد سرم را مست کرد آن شاه روزه مسلمانان، سرم مست است از آن روز زهی اقبال و بخت و جاه روزه بجز این ماه، ماهی هست پنهان نهان چون ترک در خرگاه روزه بدان مه ره برد آن کس که آید درین مه خوش به خرمنگان روزه رخ چون اطلسش گر زرد گردد بپوشد خلعت از دیباه روزه دعاها اندرین مه مستجاب است فلکها را بدرد آه روزه چو یوسف ملک مصر عشق گیرد کسی کو صبر کرد در چاه روزه سحوری کم زن ای نطق و خمش آن ز روزه خود شوند آگاه روزه
خدایا یعنی کمکی که از تو میخوام خیلی زیاده ؟!؟!؟!؟ خدایا کمکم م رو به همه آرزوهاش برسونم . بزار لب و بزارم رو لب تو بیا بیا بیا بیا داد بزنیم تا کی میخوای رازمون باشه پنهون
خوابیدی رو بال موج ها کاش می شد بودم کنارت تو به دریا دل سپردی من تو ساحل چشم به راهت دنبالت دارم می گردم اما نیست از تو نشونی روزگار ما رو جدا کرد یه غروب توی جوونی دل من هواتو کرده کاش می شد تو رو ببینم کاش بشه تو خواب دوباره دست سردتو بگیرم هرگز از بی کسی خویش مرنج ، هرگز از دوری این راه مگو و از این تنهایی ، و از این فاصله ها ... که میان من و تو روئیده است ... بگذار تا که پروانه ، تنهایی از این پنجره آزاد شود ، برود . بال خود را بسپار به نسیم ، قاطی باد شو ، بگذار کبوتر خوشبختی روی بام قفست بنشیند . هر زمان که دلت تنگ من است ، بهترین شعر مرا قاب کن ، پشت نگاهت بگذار تا که تنهائیت از دیدن آن جا بخورد و بداند که دل من با توست در همین یک قدمی ...
زندگی دفتری از خاطره هاست کاش مي شد سرزمين عشق را در ميان گام ها تقسيم کرد کاش مي شد با نگاه شاپرک عشق را بر آسمان تفهيم کرد کاش مي شد با دو چشم عاطفه قلب سرد آسمان را ناز کرد کاش مي شد با پري از برگ ياس تا طلوع سرخ گل پرواز کرد
آهای . . . آهای خبر نداری د لم داره می میره د لت چه جوري اومد بگذری خيلي ساده به دیدارم بیا هرشب در این تنهایی تنها و تاریک خدامانند دلم تنگ است بیا ای روشن ای روشنتر از لبخند شبم را روز کن در زیر سر پوش سیاهی ها دلم تنگ است
تو آن فرشته ای که با آمدنت به روزگار تیره و تارم رنگ مهر و وفا بخشیدی ! دفترچه ی خاطرات قلبم را که خالی از عشق و یکرنگی گشته بود، سرشار از عشق و محبت کردی ! من که در کوچه پس کوچه های این روزگار، گم شده بودم ناگهان با جرقه ی نگاه تو ، ای بهترینم ، پیدا شدم ! تو با گرمی دستانت، با لطف بی کرانت، با عشق آسمانیت، با مهربانی بی دریغت، روح زندگی را با کلام شیرینت نثارم کردی ! در جاده ی زندگی شانه به شانه ی من روانه شدی ! روانه شدیم به سوی فردا ! به سوی فردای من و تو ...به سوی فردای ما ! راه دشواری است ! اما حضور محکم و استوارمان ، شیرینترین و آسانترین راه است برای با هم بودن و با هم ماندنمان ! اکنون با عطر نفس هایت زندگی را معنا خواهم کرد ... با طنین صدای دلنشینت ،روزها را شب ...و شب ها را روز خواهم کرد! آری تو آن فرشته ای که واژه به واژه عشق و مهربانی را به من آموختی ! نازنیم ! زیباترینم ! حضور گرم و همیشگی ات را هزاران هزار بار سپاس می گویم !
پشت میز قمار دلهره ی عجیبی داشتم برگی حکم داشتم و دیگر هرچه بود ضعیف بود و پایین بازی شروع شد حاکم او بود و من محکوم همه ی برگهایم رفتند و سه برگ بیش نماند برگی از جنس وفا رو کرد من بالاتر آمدم بازی در دست من افتاد عشق آمدم با حکم عشوه و ناز برید و حکم آمد از جنس چشم سیاهش زندگی حکم پایین من بود و چه امتحان سختی ، این امتحان عاشقی این امتحانو تو میدی تا بفهمی لایقی پستی ، بلندی داره ، هزار هزار مکافات فقط باید دعا کرد برای رفع آفات دلی که عاشق باشه همیشه سربلند نمی گذاره بدبختی به روی اون بخنده هرکی راستی عاشقه میتونه ازش گذر کنه کسی که عشقش دروغه باید ازش حذر کنه جاده این امتحان پر از تیغ و خاره باید جاده را طی کرد همینه راه چاره شاید وقتی رسیدی قلب شده پاره پاره ولی کسی هست اون طرف که روش مرهم میگذاره
کی اشکهاتو پاک می کنه، شبها که غصه داری؟ دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه دوباره اين دل ديوونه واست دلتنگه اسم تو برای من قشنگترين آهنگه با تو اما ميرسم به قله ی آوازم واسه تو سقفی از آهنگ و صدا ميسازم نذار از نفس بيفتم تويي تنها راه چاره اين ترانه تا هميشه تو رو ياد من مياره توای كه تو تپش ترانه هام پنهونی توای كه هم نفس هميشه ی آوازی توای كه آخر قصه ی منو ميدونی اگه خونم بی چراغه چشم تو تاريكه لحظه ی يكي شدن تو آينه ها نزديكه...
دلم برات خیلی تنگ شده
نمیگم که رو زمین عاشقترینم نمیگم برای تو من بهترینم نمیگم که ثروت دنیا رو دارم نمیگم که قدرت خدا رو دارم نمیگم که خورشید و ماه برات میارم نمیگم که ستاره تو شبات میارم نمیگم که قصری از طلا می سازم نمیگم که پلی از لاله ها می سازم نمیگم با بودنم غم دیگه مرده نمیگم خدا تو رو به من سپرده من میگم معنی عشق من تو هستی من میگم تنها امید من تو هستی من میگم یه قلب پاک و ساده دارم من میگم برای تو هر چی که دارم من میگم مهر و وفا برات میارم من میگم تا جون دارم برات می سازم من میگم با جون و دل برات می سازم من میگم غم اگه داری با تو هستم من میگم تنها با عشقت زنده هستم
وی صحنهء غریب زندگی هممون در نقش یه بازیگریم هر کسي چيزايي رو که شما مي گين مي شنوه. ولي دوستان به حرفاي شما گوش مي دن. اما بهترين دوستان حرفايي رو که شما هرگز نمي گين مي شنون چون روزی فرا می رسه که خودت محتاج فرصت دادن دیگران می شی همه برای عزیز ترینشون گل میفرستن.من موندم برای گلم چی بفرستم
میدونی ،آدما بین "الف" تا "ی" قرار دارن بعضیا مثل "ب" برات میمیرن بعضیا مثل "د" دوست دارن بعضیا مثل "ع" عاشقت میشن بعضیا مثل "م" منتظرتن تا مثل "ی" یارت بشن سلام دوستان امشب هم مثل بعضی شب های دیگه، نه مثل همه ی شب ها، دلم گرفته . . . این عکس هارو همینجوری میذارم امید وارم کسی منظورمو نفهمه
بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم نمي دانم محبت را بـر چه کاغذي بنويسم که هرگز پاره نشود. بـرچـه گلـي بـنويـسم که هـرگز پرپر نشـود. بـر چه ديواري بنويسم که هرگز پاک نشود. بـر چه آبـي بنويسم که هـرگز گل آلود نشود. وسرانجام بـر چه قلـبي بنويسم که هـرگز سـنگ نشود از هزاران یک نفر اهل دلند... مابقی تندیسی از اب و گلند. •••••••••••••• اندکی عا شقا نه تر زیر باران بمان .ابر را بوسیده ام تا بوسه بارانت کند •••••••••••••• دلم را آهنی کردم مبادا عاشقت گردد ندانستم که ای ظالم دلی اهن ربا داری •••••••••••••• ویرانه نه آن است که جمشید بنا کرد ویرانه نه آن است که فرهاد فرو ریخت ویرانه دل ماست که با هر نظر تو 100 بار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت •••••••••••••• زندگی اجبار است .مرگ انتظار است .عشق یک بار است . جدایی دشوار است.. ولی یاد عزیزان قشنگ ترین تکرار است •••••••••••••• فقط کسی معنی دلتنگی رو می فهمه که طمع وابستگی رو چشیده باشه •••••••••••••• همیشه نگا هی رو باور کن که وقتی از آن دور شدی در انتظارت بماند •••••••••••••• اگر روزی جفای روزگار تکه تکه کند قلب مراروی هر تکه نویسم نام زیبای تو را •••••••••••••• در دنیا به چهار چیز عشق می ورزم *در اسمان به خدا *در زمین به خودم *در خودم به قلبم *و در قلبم به تو •••••••••••••• باغبان در را نبند من فرد گلچین نیستم من اسیر یک گلم دنبال هر گل نیستم •••••••••••••• گویند تنها گل مرداب نیلو فر است پس من مرداب و تو نیلوفر من باش •••••••••••••• نمی گم عاشقتم می گم دیوونتم که اگه یه روزی ناراحتت کردم بگی بی خیال دیوونست ••••••••••••••
توي دنيا عاشقا چه بي کسن ميگن دنيا خيلي کوچيکه ، آدما زود به هم ميرسن ============ ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ ============ هر چي بخواي صادق باشي و رو راست بازم توي اين کره خاکي کم مي آري ============ ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ ============
با تو حکایتی دگر این دل ما به سر کند شب سیاه قصه را هوای تو سحر کند باور ما نمی شود در سر ما نمی رود از گذر سینهء ما یاردگر گزر کند شکوه بس شنیده ام از دل درد کشیده ام کور شوم جز تو اگر زمزمه ای دگر کنم چارهء کار ما تویی یاورو یار ما تویی توبه نمی کند اثر مرگ مگر کند اثر مجرم آزاده منم تن به جزا داده منم قاضی درگاه تویی حکم سحر گاه تویی مقصد و مقصودم تویی عشقم ومعبودم تویی از تو حذر نمی کنم سایه مگر سفر کند اگه يه روز بهت گفتند 1000 نفر دوستت داره،بدون اوليش منم. دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
چقدردلم برایت تنگ شده انقدر که فقط نام زیبای تودران جای می گیرد عزیز من ، قلب من ای کاش می شد اشکهای طوفانی ام را قطره قطره جمع کرد تا تو در دریای غم الود ان غروب چشمانم را نظاره کنی ای کاش می شد فقط یکبار فریاد بزنم دوستت دارم و تو صدایم را می شنیدی نمی دانم چطور،کجا وچگونه باید به تو برسم ای کاش بجای پیامک های زیبایت وجود نازنینت پیش رویم بود و حرف های نا گفته ام را می شنیدی به راستی که تو اولین عشق راستینم هستی شاید در گذشته هرگز این چنین عاشق نشده بودم اما حال خوب می دانم که فقط با شنیدن نام زیبایت چشمانم بی اختیار می بارد ای امید اخرینم بدان که هر روز هر ساعت و هر لحظه به درگاه افریدگار تو دعا می کنم تا فقط یکباربتوانم چشمانم را زندانی نگاهت کنم تو را با لهجه گل هاي نيلوفر صدا كردم تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم برايت چه بنويسم از مهري که در رودخانه قلبم جاريست يا از طوفان
سهمگيني که در دلم غوغايي به پا کرده و از اوراقي که سطر به سطر نام تو و عشق تو را درخود جاي داده "اي مهربانترين" دفترم صد برگ دارد و من هر صفحه را با نام توو ياد تو پر کرده ام و سر انجام به زيباترين نکته هستي رسيده ام.
|
About![]()
سلام
Home
|